انتقاد...آزاد!
هرکجاهستم باشم مملکت مال من است.
توجه کردید که وقتی میخایم وانمود کنیم حرفمون درسته و دروغی توش نیس به راحتی میگیم " والله ".. اما وقتی میخایم واقعا بفهمونیم که حرفمون راسته از ته دل میگیم " به جون...." یا "به امام رضا یا... قسم " !!!!! میگم نکنه جون عزیزمون یا امامان و... مهمتر از خداست که به این راحتی چپ وراست یه والله میندازیم؟؟؟؟؟؟ انگاری به خدا قسم خوردن شده تیکه کلاممون! و فقط در موارد بحرانی از جون عزیزمون مایه میذاریم. چرا اینطور شدیم؟
انشالله با دلی شاد ولبی خندون سال نو رو آغاز کنید.. عید همگی مبارک و میمون... شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین ... سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین او وفای عهد را با سر کند سودا ولی خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست هر زمان از ما،یکی صورت نما دارد حسین آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشکست و خون دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین. خیلی وقته از محیط وبلاگم دور بودم و واقعا دل هوای نوشتن داره.... ازهمه عزیزان هم ممنون بابت تنها نذاشتن ما.... به زودی به روزم... یاعلی. چه کسی می گوید که گرانی شده است؟ ! !
دوره ارزانی است! ! ! دل ربودن ارزان ،دل شکستن ارزان، دوستی ارزان تر...! معرفت قیمت یک تکه نان...! و دروغ از همه چیز ارزان تر.... قیمت عشق چقدر کم شده است... کمتر از آب روان...!! و چه تخفیف بزرگی خورده است.. قیمت هر انسان..! در شگفتم که در این مدت ایام فراق برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت برسان بندگی دختر رز گو به درآی که دم و همت ما کرد ز بند آزادت شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد طالع نامور و دولت مادرزادت حافظ ازدست مده دولت این کشتی نوح ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت (غزلی از حافظ)
عطر و گل و ترانه و سرمستی تو را / با هر چه طالبی به خدا می خرم زتو
برشاخ لخت و عور درختی شکوفه ای / با ناز می گشود دو چشمان بسته را
مرغی میان سبزه ز هم باز می نمود / آن بالهای کوچک زیبای خسته را
خورشید خنده کرد و ز انوار خنده اش / بر چهر روز روشنی دلکشی دوید
موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او / رازی سرود و موج به نرمی رمید از او
خندید باغبان که سر انجام شد بهار / دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم
(فروغ فرخزاد)
![]()
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرود از یادت
| Design By : Night Skin |


